تبلیغات
ساقی کوثر - یا صاحب الزمان ! ...
سه شنبه 25 شهریور 1393

یا صاحب الزمان ! ...

   نوشته شده توسط: محب امیرالمومنین    نوع مطلب :امام زمان ،

یا صاحب الزمان ! ...

ساقی کوثر

یا صاحب الزمان !
داستان یوسف را گفتن وشنیدن به بهانه ی توست .
شرمنده ایم .
می دانیم گناهان
ما همان چاه غیبت توست .
می دانیم
كوتاهیها ، نادانیها و سستیهای ما ، ستمهایی است كه در حق تو
كرده ایم .
یعقوب به پسران
گفت : به جستجوی یوسف برخیزید ،
و ما با روسیاهی
و شرمندگی ، آمده ایم تا از تو نشانی بگیریم .
به ما گفته اند
اگر به جستجوی تو برخیزیم ، نشانی از تو می یابیم .
اما ای فرزند
احمد ! آیا راهی به سوی تو هست تا به دیدارت آییم .
اگر بگویند برای
یافتن تو باید بیابانها را در نوردیم ، در می نوردیم .

اگر بگویند برای....

یا صاحب الزمان ! ...



یا صاحب الزمان !
داستان یوسف را گفتن وشنیدن به بهانه ی توست .
شرمنده ایم .
می دانیم گناهان
ما همان چاه غیبت توست .
می دانیم
كوتاهیها ، نادانیها و سستیهای ما ، ستمهایی است كه در حق تو
كرده ایم .
یعقوب به پسران
گفت : به جستجوی یوسف برخیزید ،
و ما با روسیاهی
و شرمندگی ، آمده ایم تا از تو نشانی بگیریم .
به ما گفته اند
اگر به جستجوی تو برخیزیم ، نشانی از تو می یابیم .
اما ای فرزند
احمد ! آیا راهی به سوی تو هست تا به دیدارت آییم .
اگر بگویند برای
یافتن تو باید بیابانها را در نوردیم ، در می نوردیم .

اگر بگویند برای
دیدار تو باید سر به كوه و صحرا گذاریم ، می گذاریم .
ای یوسف زهرا !

خاندان یعقوب
پریشان و گرفتار بودند ،
ما و خاندانمان
نیز گرفتاریم ،
روی پریشان ما را
بنگر . چهره زردمان را ببین .
به ما ترحم كن كه
بیچاره ایم و مضطر
ای عزیزِ مصرِ
وجود !
سراسر جهان را
تیره روزی فرا گرفته است .
نیازمندیم !
محتاجیم و در عین حال گناهكار
از ما بگذر و
پیمانه جانمان را از محبت پر كن .
یابن الحسن !
برادران یوسف
وقتی به نزد او آمدند كالایی - هر چند اندك - آورده بودند ،
سفارش نامه ای هم
از یعقوب داشتند .
اما ...
ای آقا ! ای كریم
! ای سرور !
ما درماندگان ،
دستمان خالی و رویمان سیاه است .
آن كالای اندك را
هم نداریم .
اما... نه ،
كالایی هر چند
ناقابل و كم بها آورده ایم .
دل شكسته داریم

و مقدورمان هم
سری است كه در پایت افكنیم .
ناامیدیم و به
امید آمده ایم .
افسرده ایم و چشم
به لطف و احسان تو دوخته ایم .
سفارش نامه ای هم
داریم .
پهلوی شكسته مادر
مظلومه ات زهرا را به شفاعت آورده ایم .
یا صاحب الزمان !
به یقین ، تو از
یوسف مهربانتری .
تو از یوسف
بخشنده تری .
به فریادمان برس
، درمانده ایم .
ای یوسف گم گشته
! و ای گم گشته ی یعقوب !
یعقوب وار ، چه
شبها و روزها كه در فراق تو آرام و قرار نداریم .
در دوران پر درد
هجران ، اشك می ریزیم و می گوییم :
تا به كی حیران و
سرگردان تو باشیم .
تا به كی رخ
نادیده ترا وصف كنیم .
با چه زبانی و چه
بیانی از اوصاف تو بگوییم و چگونه با تو نجوا كنیم .
سخت است بر ما ،
كه از دوری تو ، روز و شب اشك بریزیم .
سخت است بر ما ،
كه مردم نادان تر واگذارند .
سخت است بر ما ،
كه دوستان ، یاد ترا كوچك شمارند .
یا بقّیةالله !
خسته ایم و
افسرده ،
نالانیم و پژمرده
،
گریه امانمان را
بریده است .
غم دوری ، دیوانه
مان كرده است .
اما نمی دانیم چه
شیرینی و حلاوتی در این درد و دوری است كه می گوییم :
كجاست آن كه از
غم هجران تو ناشكیبایی كند .
تا من نیز در بی
قراری ، یاریش دهم
كجاست آن چشم
گریانی كه از دوری تو اشك بریزد ؟
تا من او را در
گریه یاری دهم
مولای من !
دیدگانمان از فراق تو بی فروغ گشته اند .
و می دانیم
پیراهن یوسف ، یادگار ابراهیم ، نزد توست .
و ای كاش نسیمی
از كوی تو ،
بوی آن پیراهن را
به مشام جان ما برساند .
و ای كاش پیكی ،
پیراهن ترا به ارمغان بیاورد
تا نور دیدگانمان
گردد .
ای كاش پیش از
مردن ، یك بار ترا به یك نگاه ببینیم .
درازی دوران غیبت
، فروغ از چشمانمان برده است
كی می شود شب و
روز ترا ببینیم و چشمانمان به دیدار تو روشن گردد ؟
شكست و سرافكندگی
، خوار و بی مقدارمان كرده است .
كی می شود ترا
ببینیم كه پرچم پیروزی را برافراشته ای ؟
و ببینیم طعم تلخ
شكست و سرافكندگی را به دشمن چشانده ای .
كی می شود كه
ببینیم یاغیان و منكران حق را نابود كرده ای ؟
و ببینیم پشت
سركشان را شكسته ای .
كی می شود كه
ببینیم ریشه ستمگران را بركنده ای ؟
و اگر آن روز فرا
رسد ...
و ما شاهد آن
باشیم ،
شكرگزار و سپاسگو
نجوا می كنیم :
الحمدلله رب
العالمین .

برچسب ها: نوشته های دلتنگی ، متون ادبی امام زمان ،

دنبالک ها: ساقی کوثر ،